وقتی که آسمان سنگ می شود، زمین نمی روید، خورشید نمی تابد، آدم ها فقط افسوس می خورند ترحم می کنند و با نگاهشان زخم زبان می زنند. وقتی که از هر کسی و از هر چیزی بوی تحقیر می آید و احساس می کنی چقدر بی عرضه ای در اقتصاد بازار.

چقدر دورافتاده ای از این متن پر نقص و ایراد.. تناقض و ناامنی. نافردایی و نافرجامی.. استبداد و استحمار. تحمیل بی مایگی متقابل.. خشک شدن دریاها و دل ها، چشم ها و چشم اندازها...ضرورت ندیدن و تنزل به کمترین حد یک حس انسانی.

دلم تاب ندارد....

منبع اصلی مطلب : وبلاگ دکتر عیسی پیری
برچسب ها :
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

آینا گروه : در سوگ آیلان؛ در لعن دریا